تبلیغات
صاحب الامر - تعامل دین و سیاست در اندیشة امام خمینی



Admin Logo
themebox Logo
.



تاریخ:شنبه 14 آبان 1390-08:52 ب.ظ

نویسنده :زهرا باقری

تعامل دین و سیاست در اندیشة امام خمینی

متون مسلمانان به ویژه در آثار به جا مانده از فلاسفه و فقیهان اسلامی مانند فارابی، ابن سینا، ابن رشد، و ملاصدرا و غزالی و امام خمینی (ره) در رابطه با تعامل دین و سیاست دو تئوری وجود دارد. تئوری اول: بر مبنای استقلال عقل و شرع در سیاست است. این تئوری منسوب به فارابی (متوفای 9/257 هـ. ق.) و فلاسفه غرب اسلامی بخصوص ابن رشد (متوفای 594 هـ. ق.) است. این دو فیلسوف مسلمان معتقد به نظر اثنینتی حقیقت (دوگانگی حقیقت) هستند به نظر آنها علم مدنی / دانش سیاسی در تمدن اسلامی خاستگاهی دو گانه دارد، یك خاستگاه در حوزه عقل و یك خاستگاه در حوزة شرع است. تئوری دوم معتقد به مبنای شرعی سیاست است. در این مبنا سیاست تحت سیطره علوم شرعی واقع میشود و دیگر اثری از هم سنگی و موازنة عقل و شرع در زندگی سیاسی، بدان گونه كه در اندیشههای فارابی و ابن رشد قایل بودند به نظر نمیآید. این نظر از ابن سینا شروع میشود و غزالی آن را تقویت میكند و ملا صدرا آن را ادامه میدهد و بعد از ملاصدرا باز تولید آن را باید در اندیشة فقها و اندیشمندانی همچون امام خمینی (ره) جستجو كرد در این مقاله تلاش بر آن است با توجه به مبانی معرفتی امام خمینی (ره) جایگاه سیاست در علوم اسلامی، تعریف و انواع آن و عاملان و كارگزاران سیاست و مراحل آن و پیوند دین و سیاست تبیین شود. در نظر امام خمینی (ره) اساس همة معارف «معرفة الله» است و همواره بر اصول اعتقادات تأكید داشتند. در نظر ایشان سیاست، علمی است كه دارای قوانین خاص است كه بر الهیات (اصول دین) قواعد منطقی و قواعد فقهی استوار است در نظر این اندیشمند، سیاست دارای دو معنای عام و خاص است. در نظر امام خمینی (ره) عاملان سیاست اولیاء و در آخر سیاست فقها است آنها معتقد به یگانگی دین و سیاست هستند به این معنا كه سیاست تحت تأثیر شریعت است.
مبنای شرعی سیاست، دولت در نظریة‌ امام خمینی
جایگاه سیاست در طبقه بندی علوم از نظر امام خمینی
امام خمینی با تمسك به حدیثی از پیامبر گرامی اسلام علوم را به سه قسم دسته بندی می
كند «انما العلم ثلاثه: آیة محكمة، او فریضة عادله، او سنة قائمه، و ما خلاهن فهو فضل»[1] «همانا علم منحصر است به سه چیز: آیه محكمه، یا فریضة عادله یا سنت قائمه (نشانه استوار یا واجب راست یا سنت پابرجا) و غیر از اینها زیاد است.»
اشاره به این نكته ضروری است كه امام خمینی انسان را دارای سه نشئه، و صاحب سه مقام می
داند[2] و بنحوی این سه مقام را با آن سه نوع علم تطبیق میدهد كه در ادامه به آن پرداخته میشود.
البته امام خمینی در یك تقسیم بندی دیگر علوم را به سه دسته (علوم نافع، علوم مضر، علوم نه مضر و نافع)
[3] تقسیم می
كند و با توجه به این تقسیم بندی، علوم مورد اشاره در حدیث پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ را جزء علوم نافعه میداند.
«كلیة علوم نافعه منقسم شود به این سه علم،‌یعنی علمی كه راجع است به كمالات عقلیه و وظایف روحیه علمی كه راجع به اعمال قلبیه و وظایف آن است. و علمی كه راجع به اعمال قالبیه و وظایف نشئه ظاهره نفس است.»
[4]
اما علومی كه تقویت و تربیت عالم و روحانیت و عقل مجرد را كند، علم و ذات مقدس حق و معرفت اوصاف جمال و جلال و علم به عوالم غیبیة تجردیه، از قبیل ملائكه و اصناف آن، از اعلی مراتب جبروت اعلی و ملكوت اعلی تا اخیرة ملكوت اسفل و ملائكه ارضیه و جنود حق جل و علا و علم به انبیا و اولیاء و مقامات و مدارج آنها، و علم به كتب منزله و كیفیت نزول دهی و تنزل ملائكه و روح، و علم به نشئه آخرت و كیفیت رجوع موجودات به عالم غیب و حقیقت عالم برزخ و قیامت و تفاصیل آن، و بالجمله، علم به مبدأ وجود و حقیقت و مراتب آن و بسط قبض و ظهور و رجوع آن، متكفل این علم پس از انبیاء و اولیاء ـ علیه السّلام ـ، فلاسفه و اعاظم از حكما و اصحاب معرفت و عرفان هستند و علومی كه راجع به تربیت قلب و ارتیاض آن و اعمال قلبیه است، علم به منجیات و مهلكات خلقیه است، یعنی، علم به محاسن اخلاق، مثل صبر و شكر و حیا و تواضع و رضا و شجاعت و سخاوت و زهد و ورع و تقوی دو دیگر از محاسن اخلاق، و علم به كیفیت تحصیل آنها و اسباب حصول آنها و مبادی و شرایط آنها، و علم به نتایج اخلاقی، از قبیل حسد و كبر و ریا و حقد و غش و حب ریاست و حب دنیا و نفس و غیر آن و علم به مبادی وجود آنها و علم به كیفیت تنزه از آنها و متكفل این نیز پس از انبیاء و اوصیاء ـ علیه السّلام ـ علمای اخلاق و اصحاب ریاضات و معارف
اند، و علوم كه راجع به تربیت ظاهر و ارتیاض آن است علم فقه و مبادی آن و علم آداب معاشرت و تدبیر منزل و سیاست مدن، كه متكفل آن علمای ظاهر و فقها و محدثین هستند پس از انبیاء و اوصیاء ـ علیه السّلام ـ.[5]
باید بگوییم كه این تقسیم
بندی امام خمینی اشاره به همان تقسیمبندی علوم به حكمت نظری و حكمت عملی است. یعنی قسم اول را حكمت نظری و قسم دوم و سوم را حكمت عملی بنامیم، البته آنچه كه با دقت نظر در این تقسیم بندی بدست میآید آن است كه تمایز بین حكمت نظری و حكمت عملی،‌وجود ندارد بلكه «در هر دو عمل لازم است و عقل نظری به عقل عملی بر میگردد.»[6]
قوة عملی،‌قوه
ای است كه نفس به وسیلة آن، رابطهاش را با جنبة مادون خود برقرار میسازد. جنبة مادون نفس، بدن است و این رابطه، سیاست نام دارد. اما قوة نظری قوة نفس است نسبت به مافوق كه از این طریق از مافوق خود بهرهمند میگردد تو گویی نفس آدمی دو وجه یا دو چهره دارد:‌یك چهرهاش به سوی بدن است و چهرة دیگرش به سمت مبادی عالیه متوجه است از آن وجه كه به بدن ناظر است. چیزی دریافت نمیكند، ولی از آن وجه كه به مبادی عالیه متوجه است، همواره اثر پذیرفته و كسب كمال مینماید به این ترتیب میتوان گفت: قوه نظریه، قوهای است كه به تكمیل جوهر نفس میپردازد، ولی قوة عملیه كار تدبیر بدن را به گونهای انجام میدهد كه سرانجام آن را به كمال نظری برساند.
در ادامه بحث به تقسیم
بندی حكمت عملی و نظری در اندیشة امام خمینی پرداخته میشود ولی قبل از آن به ادامه تفصیل امام خمینی دربارة حدیث پیامبر گرامی ـ علیه السّلام ـ پرداخته می
شود.
امام خمینی در چهل حدیث با اشاره به حدیث فوق می
نویسد: «بدانكه «آیه محكمه» عبارت است از علوم عقلیه و عقاید حقه و معارف الهیه و «فرضیة عادله» عبارت است از علم اخلاق و تصفیة قلوب. و «سنت قائمه» عبارت است از علم ظاهر و علوم آداب قالبیه».[7]
امام خمینی در جای دیگر به این حدیث شریف كافی اشاره می
كند كه علم را منحصر در سه چیز میداند در آنجا از «آیه محكمه» تعبیر به «علم عقاید» میكند.[8]
امام خمینی همانند غزالی معرفت الله و حصول حقیقت توحید را اصل و اساس همة معارف می
داند و «جمیع علوم شرعیه را مقدمه معرفت الله» میداند... غایت امر آن كه بعضی مقدمه قریبه و بعضی بعیده و بعضی بلاواسطه و بعضی مع الواسطه است[9] علم فقه، مقدمه عمل است و اعمال عبادی، خود مقدمة حصول معارف و تحصیل توحید و تجرید است.[10] و آن شعبه از علم فقه، كه در سیاست مدن و تدبیر منزل و تعمیر بلاد و تنظیم عباد است، نیز مقدمة آن اعمال است كه آنها دخالت تام و تمام در حصول توحید و معارف دارند كه تفصیل آن از حیطة این مختصر خارج است.[11]
و به همین نحو، علم به منجیات و مهلكات در علم اخلاق،‌مقدمه (است) برای تهذیب نفوس، كه آن مقدمه است برای حصول حقایق معارف و لیاقت نفس برای جلوة توحید.
[12]
آنچه كه در این تقسیم
بندی بدست میآید آن است كه امام خمینی همانند ابن سینا و غزالی، سیاست را زیر مجموعه علم فقه میداند.
تعریف سیاست در نظر امام خمینی
امام خمینی در جاهای مختلف و به مناسبت
های مختلف به تعریف سیاست پرداخته است. نظریة سیاسی امام خمینی و معرفت شناسی او بر انسان شناختی خاص او، مبتنی است او انسان را دارای دو جنبة مادی و معنوی میداند، و هدف بعثت انبیاء‌هم آن است كه بتواند انسان را با توجه این دو جنبه به سعادت دنیوی و اخروی راهنمایی نماید و اساس همة كمالات انسان منوط به شناخت او نسبت به «معرفت الله» است و اساساً هدف اصلی بعثت انبیاء معرفی و شناخت خداوند است برای جوامع انسانی، و بقیه مقوله
ها همانند قسط و عدالت...
پیوند دین و سیاست در نظریة امام خمینی
پیوند دین و سیاست از مقوله
هایی است كه امام خمینی به صور مختلف به آن پرداخته است در برخی بیانات امام خمینی با عنوان رابطة سیاست با صدر اسلام، و بعض دیگر به عنوان رابطه رهبری سیاسی و دینی در صدر اسلام و گاهی با عنوان رابطة احكام و عبادات با سیاست به موضوع پیوند دین و سیاست اشاره نمود. البته امام خمینی در یك مورد هم به توأمان بودن دین و سیاست صراحت دارد در ذیل به برخی از سخنان امام خمینی در این رابطه اشاره می
شود :
«امروز همه فهمیدند این را... كه این مسئله دخالت در امور سیاسی از بالاترین مسائلی است كه انبیاء برای او آمده بودند. قیام بالقسط و مردم را به قسط وارد كردن مگر می
شود بدون دخالت در امور سیاسی؟ مگر امكان دارد بدون دخالت در سیاست و دخالت در امور اجتماعی و در احتیاجات ملتها، كسی بدون اینكه دخالت كند، قیام بالقسط باشد؟ «یقوم الناس بالقسط»‌باشد.»[13]

 

«كدام روز پیغمبر خالی از این مسائل سیاسی و اجتماعی بوده، از جنگ بود، پیغمبر نمیدانست اگر در احد اینقدر كشته میشود و در فلان، اینهمه از بین میروند؟ لكن تكلیف بود خدا گفته بود این را، پیغمبر هم نمیتوانست تخلف كند، امر خدا بود. خدا بینات فرستاده و حدید فرستاد. «لیقوم الناس بالقسط» اگر شد با بیانات، با میزان با موازین هر چه هست اگر نشد حدید است، تو سر مردم با حدید زد تا اینكه اینها را آدم كرد تا جامعه را جامعة صحیح كرد.»[14]
در بحث پیوند دین و سیاست در نظریة غزالی گذشت كه در سه اثر خود به توأم بودن دین و سیاست پرداخته است عین عبارت غزالی چنین بود: «الملك والدین توأمان» و «الدین والسلطان توأمان» در نظریة امام خمینی هم توأم بودن دین و سیاست جای هیچ گونه شك و تردید نیست و صراحتاً به آن اشاره می
كند ولی در توأم بودن دین و سلطان، امام خمینی به مناقشه زیادی پرداخته و هیچ زاویهای را در دین برای سلطان و سلطنت باز نگذاشته. صراحتاً به نفی آن پرداخته است.
امام خمینی با اشاره به سیاست در صدر اسلام آن را یك سیاست جهانی می
داند و با استناد به نامههای پیامبر گرامی اسلام ـ علیه السّلام ـ به پادشاهان و دعوت آنها به اسلام به توأم بودن دین و سیاست اشاره میكند: «سیاستی كه در صدر اسلام بود یك سیاست جهانی بود. پیغمبر اسلام دستش را دراز كرده بود در اطراف عالم و عالم را داشت دعوت میكرد به اسلام و دعوت می
كرد به سیاست اسلامی و حكومت تشكیل داد و خلفای بعد حكومت تشكیل دادند در صدر اسلام از زمان رسول خدا تا آن وقتی كه انحراف در كار نبود سیاست و دیانت توأم بودند.»[15]
همانطوری كه اشاره شد این عبارت با مضامین مختلف بارها و بارها در كلمات امام به آن اشاره شده است. «والله اسلام تمامش سیاست است، اسلام را بد معرفی كرده
اند، سیاست مدن از اسلام سرچشمه می
گیرد.»[16]
و در جای دیگر با اشاره به همراه رهبر اسلام با سیاست، می
گوید: «رسول الله پایة سیاست را در دیانت گذاشته است»[17]
مگر زمان پیغمبر اكرم ـ علیه السّلام ـ سیاست از دیانت جدا بود؟ مگر در آن دوره عدّه
ای روحانی بودند و عدة دیگر سیاستمدار و زمامدار؟ مگر زمان خلفای حق یا ناحق، زمان خلافت حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ سیاست از دیانت جدا بود؟ دو دستگاه بود؟ این حرفها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست كردهاند تا دین را از تصرف امور دنیا و از تنظیم جامعه مسلمانان بركنار سازند و ضمناً علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا كنند در این صورت میتوانند بر مردم مسلط شده و ثروت
های ما را غارت كنند. منظور آنها همین است.[18]
در عبارات بالا امام خمینی به دو مطلب اشاره می
كند یكی جدایی دین از سیاست، كه با نفی جدایی پیوند دین و سیاست را اثبات میكند. دوم اشاره به منشاء جدایی دین و سیاست و اهداف آن می
پردازد این نشانگر آن است كه شعار جدایی دین از سیاست مربوط به دوران معاصر و حیلة استعمارگران است.
رابطة احكام و عبادات با سیاست
آخرین بحث ما در رابطه با پیوند دین و سیاست در نظریة امام خمینی بحث رابطة احكام فقهی با سیاست است.
اسلام بزرگ، دین توحید و شكنندة شرك و كفر و بت
پرستیها و خودپرستیهاست دین فطرت و رهایی
بخش از قید و بندهای طبیعت و وسواس شیاطین جن و انس در نهان و ظاهر است و دین سیاست مدن و راهنمای صراط مستقیم لاشرقیه و لاغربیه است. دینی است كه عبادتش توأم با سیاست و سیاستش عبادی است.[19]
و در جای دیگر همة احكام اسلامی مانند نماز، حج و زكات و خمس را مخلوط با سیاست می
داند (اسلام) همة احكامش یك احكام مخلوط به سیاست است... نمازش مخلوط به سیاست است، حجش مخلوط به سیاست است، زكاتش سیاست، ادارة مملكت است، خمسش برای ادارة مملكت است.[20]
و به نظر امام خمینی حتی احكام عبادی منشأ خدمات اجتماعی و سیاسی است در این زمینه می
گوید: «و بسیاری از احكام عبادی اسلام منشأ خدمات اجتماعی و سیاسی است عبادتهای اسلامی اصولاً توأم با سیاست و تدبیر جامعه
است.»[21]
نتیجه
ای كه از بحث پیوند دین و سیاست در اندیشة امام خمینی میتوان گرفت آن است كه توجه امام خمینی به امر «سیاست» نتیجه اهمیت است كه او برای عمل قائلست در نظر او سیاست همچون علوم دیگر، چون كلام، فقه و اخلاق، بخش مستقلی را تشكیل نمیدهند بلكه سیاست تابع اجتهادات و استنباطات شرعی فقیهان میباشد.

 

 

 

 


 

 

1.   خمینی، روح الله، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، چاپ 23، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی        (ره) ، 1370، ص 385.
2 .  همان، ص 386.
3 .  همان، ص 396.
4 .   همان، ص 386.
5 .   خمینی، روح الله، چهل حدیث، پیشین، ص 378.
6 .   اردبیلی، عبدالغنی، مقریرات در بین فلسفه امام خمینی (ره) ، ج 3، ص 341.
7 .   خمینی، روح الله، چهل حدیث، پیشین، ص 391.
8 .   خمینی، روح الله، شرح حدیث (جنود عقل و جهل)، چاپ 5. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی            (ره)، 1380، ص 8.
9 .   همان، ص 10.
10 . همان.
11 . همان.
12 . همان.
13 . همان، ج 13، ص 431.

14.  بشیریه، حسین، آموزش دانش سیاسی (مبانی علم سیاست نظری). چاپ دوم، تهران: مؤسسه نگاه معاصر.           1380.
15 . خمینی، روح الله، صحیفة نور، ج 3، ص 227.
16 . خمینی، روح الله، صحیفة امام، ج 15، ص 215.
17 . همان، ج 15، ص 217 ـ 216.
18 . همان، ج 17، ص 204.
19 . همان، ج 1، ص 270.
20 . همان، ج 17، ص 204.
21 . خمینی، روح الله، ولایت فقیه، پیشین، ص 22.



نظرات() 
feet issues
شنبه 18 شهریور 1396 06:28 ق.ظ
Hey! This post could not be written any better! Reading this post reminds me of my previous room mate!
He always kept talking about this. I will forward this write-up to him.
Fairly certain he will have a good read. Many thanks for sharing!
delphalosch.jimdo.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:17 ق.ظ
A person essentially help to make seriously articles I'd state.
This is the first time I frequented your web page and to this point?
I surprised with the analysis you made to make
this actual post amazing. Fantastic process!
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 05:23 ق.ظ
I'm truly enjoying the design and layout of your blog.
It's a very easy on the eyes which makes it much more enjoyable for
me to come here and visit more often. Did you hire out a developer to create your theme?

Superb work!
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:40 ق.ظ
Hi to every one, the contents present at this website are in fact amazing
for people knowledge, well, keep up the nice work fellows.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر