تبلیغات
صاحب الامر - امام موسی صدر رهبری برای همه‌ی ملت لبنان



Admin Logo
themebox Logo
.



تاریخ:شنبه 14 آبان 1390-07:25 ب.ظ

نویسنده :زهرا باقری

امام موسی صدر رهبری برای همه‌ی ملت لبنان

سید موسی در 14 اسفند 1307 در شهر قم به دنیا‌ آمد. در حدود 1335، آیت الله بروجردی، مرجع تقلید شیعیان،‌طی نامه ای به وی پیشنهاد کرد تا به عنوان نماینده تام الاختیار ایشان، جهت رسیدگی به امور مسلمانان ایتالیا به آن کشور برود که او بنا به دلایلی، آن پیشنهاد را نپذیرفت. در زمستان 1338 به دلیل دعوت های مکرر شیعیان لبنان و نیز پیشنهاد آیت الله بروجردی به سیدموسی صدر، تصمیم به اقامت و خدمت در آن کشور گرفت... سید موسی در 14 اسفند 1307 در شهر قم به دنیا‌ آمد. دروس ابتدایی و متوسطه را در آن شهر گذراند و همزمان تحصیلات حوزوی را نیز از 1320 در همان شهر آموخت. استادان دوره سطح او بزرگانی چون سیدرضا صدر (برادر بزرگش)، محقق داماد و علوی اصفهانی و استادان خارج فقه و اصول وی، به جز پدر بزرگوارش، حضرات آیات: سیداحمد خوانساری، حجت، محقق داماد، امام خمینی بودند. علاوه بر آن فلسفه را نیز نزد علامه طباطبایی و برادرش فراگرفت و خود به تدریس مقدمات و سطح پرداخت. خوش فهمی، گیرایی فراوان و نبوغ علمی او از همان زمان زبانزد گردید.

سیدموسی در جنب تحصیل حوزوی و پس از پایان دوره متوسطه وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و موفق به اخذ درجه لیسانس اقتصاد گردید و در همان سالها علاوه بر زبان عربی، زبان های انگلیسی و فرانسه را نیز فراگرفت.

پس از درگذشت پدرش در دی ماه 1332، وی برای ادامه و تکمیل تحصیلات دینی خود، عازم نجف اشرف گردید و از محضر استادان بزرگی چون حضرات آیات: حکیم، خویی، شیخ مرتضی آل یاسین، سیدعبدالهادی شیرازی، شیخ حسین حلی، شیخ صدرا بادکوبه ای و سیدمحمود شاهرودی استفاده کرد.

دو سال پس از اقامتش در نجف اشرف به قصد دیدار با بستگان خود در لبنان، عازم آن کشور شد و در شهر صور با عالم بزرگ و معروف و مجاهد شیعه لبنان، سیدعبدالحسین شرف الدین، دیدار و گفت و گو نمود.

در حدود 1335، آیت الله بروجردی، مرجع تقلید شیعیان،‌طی نامه ای به وی پیشنهاد کرد تا به عنوان نماینده تام الاختیار ایشان، جهت رسیدگی به امور مسلمانان ایتالیا به آن کشور برود که او بنا به دلایلی، آن پیشنهاد را نپذیرفت. اما سال بعد که شرف الدین در لبنان درگذشت، پسرانش از سید موسی دعوت کردند تا بنا بر سفارش پدرشان، به لبنان رفته و رهبری شیعیان آنجا را برعهده گیرد. در 1337 وی به همراه جمعی از فضلای جوان حوزه علمیه قم و با حمایت آیت الله بروجردی، نخستین مجله حوزوی را به نام درس‌هایی از مکتب اسلام،‌انتشار دادند که وی از نخستین شماره آن، سلسله مقالاتی را با عنوان «اقتصاد در مکتب اسلام» ـ که موضوعی کاملاً جدید بود می نوشت.

در 1338، سیدموسی صدر به منظور تربیت و پرورش کادر متعهد و متخصصی از جوانان در آینده، دبستان و دبیرستان ملی صدر را در شهر قم تأسیس کرد که از نظر علمی و تربیتی،‌از بهترین مدارس قم محسوب می شد.

در جنب این فعالیت ها، وی با همکاری و همفکری جمعی از فضلای جوان حوزه علمیه قم، از جمله آیت الله بهشتی، طرحی مقدماتی را جهت اصلاح امور حوزه تدوین کرد که به دلیل فقدان شرایط مناسب در حوزه، ناکام ماند.

در زمستان 1338 به دلیل دعوت های مکرر شیعیان لبنان و نیز پیشنهاد آیت الله بروجردی، به آقا سیدموسی صدر، وی برای بازدید یک ماهه از لبنان و بررسی زمینه های فعالیت و اقامت،‌به آن کشور سفر کرد و پس از مشاهده اوضاع آشفته آنجا و نابسامانی های مسلمانان، به ویژه شیعیان جنوب لبنان، تصمیم به اقامت و خدمت در آن کشور گرفت.

در آن زمان شیعیان اگرچه اکثریت جمعیت لبنان را تشکیل می دادند و بر طبق قانون اساسی آن کشور می بایست به تناسب، بیشترین قدرت سیاسی را در اختیار داشته باشند،‌ اما نه تنها چنین نبود، بلکه محرومترین گروه مذهبی و در واقع، شهروندان درجه سه به شمار می رفتند.

آقا سیدموسی در شهر صور اقامت گزید و در مسجد جامع آن شهر ـ که تا دو سال پیش از آن شرف الدین امامت آن را بر عهده داشت ـ به اقامه جماعت مشغول شد. وی با مشاهده و مطالعه اوضاع شیعیان‌،‌دریافت که علت عمده مشکلات شیعیان لبنان، در فقر فرهنگی و اقتصادی آنان است. از همین رو وی از نخستین ماههای ورودش به صور با یک برنامه ریزی منظم،‌با حضور در دبیرستان‌ها و مراکز فرهنگی و هنری، با جوانان و روشنفکران درباره مبرم ترین مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی گفت و گو می کرد؛ حتی در مراکز فرهنگی ـ مذهبی مسیحیان حاضر می شد و با بزرگان آنجا بحث و تبادل نظر می نمود.

در اواخر دهه چهل شمسی، آقاسید موسی صدر، « مدرسه صنعتی جبل عامل » را جهت آموزش و تربیت نوجوانان و جوانان بی سرپرست و محروم شیعه لبنان تأسیس کرد. این مدرسه شبانه روزی در هفت رشته مهم فنی مانند نجاری، آهنگری، جوشکاری، برق،‌ الکترونیک، ماشین های کشاورزی و … فعالیت می‌کرد و دانش آموزان پس از چهار سال،‌فارغ التحصیل شده و وارد اجتماع و بازار کار می‌شدند. ریاست این مدرسه را به مدت هشت سال شهید دکتر مصطفی چمران که خود فارغ التحصیل فنی از دانشگاه های امریکا بود، برعهده داشت. این مدرسه از سطح علمی و فنی بسیار بالایی برخوردار بود و دانش آموزان،‌علاوه بر فراگیری فنون مذکور در کلاس های عقیدتی و بینش دینی شرکت می کردند و با فنون جنگ چریکی هم عملاً آشنا می شدند.

فعالیت های این مدرسه موجب ترس و وحشت فراوان دشمنان گردید و از همین رو بارها، مورد حمله نظامی اسرائیل و احزاب دست راستی و دست چپی لبنان و مزدوران عراق قرارگرفت.

آیت الله صدر، در نخستین سال های اقامت خود، « جمعیت برّ و احسان » را تأسیس کرد. اعضای این جمعیت خیریه، خود مردم بودند که با کمک های مالی داوطلبانه که هر ماه پرداخت می کردند، بودجه صندوق را تأمین می نمودند. با همین بودجه، ده ها نفر از فقرا و مستمندان شیعه، سنی و مسیحی از کوچه ها و خیابان ها جمع آوری و به کارهای آبرومندانه مشغول شدند. همچنین تعداد قابل توجهی از مسلمانان و مسیحیان لبنان، به ویژه زنان به طور رایگان و داوطلبانه به مداوا و خدمت در این موسسه خیریه پرداختند.

مؤسسه دیگر, « بیت الفتاه » (خانه دختران) بود که در آنجا به دختران بی‌سرپرست و مستمند، خیاطی و هنرهای دستی آموزش می دادند. «آموزشگاه پرستاری»‌ نیز ویژه دخترانی بود که پس از اخذ دیپلم، زیر نظر استادان باتجربه آموزش پرستاری می دیدند و پس از فراغت از تحصیل،‌به مراکز بهداشتی، درمانی و بیمارستانی اعزام می شدند.

موسسه بهداشتی و درمانی « مدینه الطب » نیز به بسیاری از روستاهای محروم جنوب لبنان خدمات درمانی و بهداشتی ارائه می‌داد.

در « مؤسسه قالیبافی » بیش از سیصد دختر شیعه از جبل عامل مشغول فراگیری قالیبافی بودند که با فروش قالی ها و سود حاصله از آن، اوضاع محرومان و بی سرپرستان لبنان بهبود می یافت.

« معهد الدراسات الاسلامیه » (مرکز بررسی های اسلامی) نیز موسسه ای فرهنگی بود که به تربیت طلاب علوم دینی از لبنان، کشورهای افریقایی، اندونزی، چین،‌تایلند، و ژاپن می پرداخت و طلاب فاضلی از این حوزه، فارغ التحصیل شدند.

پس از چند سال فعالیت مستمر فرهنگی و اجتماعی، آیت الله صدر، در صدد برآمد مرکزی را ـ همانند مراکز سایر طوایف قومی و مذهبی لبنان ـ برای شیعیان به وجود آورد تا از حقوق طبیعی و اجتماعی آنها حراست نماید. بدین منظور به پیشنهاد وی، نمایندگان شیعیان در مجلس شورای لبنان، طرحی قانونی در روز 6 صفر 1387 / 26 اردیبهشت 1346 تقدیم کردند که بر اساس آن، شیعیان اجازه یافتند تشکیلاتی به نام « المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی » (مجلس اعلای اسلامی شیعه) تأسیس نمایند که پس از گذراندن مراحل قانونی، این مجلس در تابستان 1389 ق/ 1348 به طور رسمی و قانونی شروع به فعالیت کرد و در 6 ربیع الاول آن سال/ 10 تیر 1348 وی به عنوان نخستین رئیس مجلس اعلای شیعیان انتخاب گردید.

از 1349 / 1970 که حملات چریکی رزمندگان فلسطینی، از لبنان به درون مرزهای اسرائیل آغاز شد، مناطق جنوبی لبنان که صحنه اصلی این عملیات بود، مورد هجوم وسیع هوایی،‌زمینی و دریایی اسرائیل قرار گرفت و ویرانی ها و تلفات زیادی را به بار آورد؛ اما دولت لبنان نه برای متوقف ساختن این تجاوزات اقدامی کرد و نه هیچگاه برای جبران ویرانی ها، قدمی برداشت. پس از ان که اعتراضات آیت الله صدر به دولت لبنان سودی نبخشید, او برای وادار ساختن دولت به جبران خسارات، در ربیع الاول 1390 ق/ خرداد 1349 دستور اعتصاب عمومی صادر کرد و به دنبال آن، اعتصاب سراسر کشور را فراگرفت و دولت ناگزیر به ایجاد مرکزی خاص و تخصیص بودجه،دست به یک سلسله اقدامات عمرانی در جنوب لبنان زد و حقوقی برای خانواده های شهدا تعیین کرد.

به دنبال این پیروزی، وی در 1392 ق / 1351 درخواست بیست گانه ای به دولت تقدیم نمود که از جمله آنها مسلح کردن جوانان شیعه جنوب لبنان جهت مقابله با متجاوزان اسرائیلی بود. اما دولت به این درخواست پاسخی نداد. از این‌رو برای جلب افکار عمومی در روز 22 صفر 1394 ق/ 26 اسفند 1352 به دعوت او ده ها هزار نفر از شیعیان به صورت مسلحانه در بعلبک تظاهرات کردندو آیت الله صدر ـ که در این زمان به دلیل نقش بی بدیلش در رهبری شیعیان لبنان‌، لقب « امام » گرفته بود ـ‌ سخنرانی شورانگیزی ایراد کرد و به دولت نسبت به قبول درخواست های مشروع خود هشدار داد.

چند روز بعد برای خنثی کردن تبلیغات مخالفان، دستور راهپیمایی گسترده ای را در شهر صور صادر نمود که با وجود کارشکنی های ارتش لبنان، ‌یکصد و پنجاه هزار نفر در آن شرکت کردند. متعاقب آن، قرار شد تا رسیدن به پیروزی نهایی، تظاهرات بزرگ دیگری در دیگر شهرها برگزار شود که به دلیل حوادث سیاسی مهمی که رویاروی کشور قرار داشت، موقتاً به تعویق افتاد.

امام موسی صدر برای حفظ و حراست و سازماندهی فرهنگی، عقیدتی و سیاسی محرومان مسلمان لبنان، سازمان « حرکه المحرومین » را ایجاد کرد که با استقبال عموم اهالی جنوب واقع شد و در دیگر شهرها نیز مشتاقان زیادی داشت. در 26 جمادی الثانی 1395 ق/ 15 تیر 1354 وی طی یک سخنرانی، خبر ایجاد سازمانی نظامی (امل) و متشکل از نیروهای مردمی جهت حفاظت از سرزمین لبنان را اعلام داشت. این سازمان که شاخه نظامی حرکه المحرومین بود،‌ زیر نظر دکتر مصطفی چمران اداره می شد و علاوه بر آموزش های چریکی به جوانان لبنانی، صدها نفر از جوانان سایر کشورهای اسلامی، از جمله ایران نیز در اردوگاه های نظامی آن، دوره های آموزشی می گذراندند.
امام موسی در جریان جنگ داخلی لبنان، حمایت خود را از مبارزان فلسطینی اعلام داشت و به دولت و ارتش لبنان نسبت به سرکوب و کشتار فلسطینی ها هشدار داد. سرانجام با وساطت او، آتش بس میان دولت لبنان و احزاب دست راستی با فلسطینی های ساکن لبنان برقرار شد. او چند بار دیگر و با گفت و گوهای طولانی با رهبران و احزاب مسیحی و فلسطینی و حتی تهدید احزاب دست راستی و دست چپی لبنان‌، از جنگ و کشتار میان طرف های درگیر جلوگیری کرد. با وجود تلاش های فراوان امام موسی، در آشتی دادن میان گروه‌های معارض، به تحریک رئیس جمهور وقت، مناطق شیعه نشین بیروت مورد هجوم واقع شد. امام موسی برای رفع این فتنه و خودداری از جنگ گسترده مذهبی، با انتشار بیانیه مشترکی با دو تن از علمای اهل سنت، مردم کشور را تا سقوط دولت نظامی به اعتصاب عمومی دعوت کرد که به دنبال این تصمیم قاطع و شجاعانه، پس از چهار روز، دولت سرنگون شد، اما به تحریک احزاب چپ و راست، پس از مدتی جنگ خانگی با انگیزه های مذهبی مجدداً در شهرهای لبنان شروع شد.

امام موسی که آشکارا می دانست انگیزه ها و تعصبات مذهبی، بهانه ای بیش برای ایجاد این خونریزی ها نیست و احزاب دست نشانده،‌عاملان اصلی این کینه‌ها و خشونت ها هستند، برای جلب توجه عموم مردم در 17 جمادی الثانی 1395 ق/ 6 تیر 1354 دست به اعتصاب غذای نامحدودی در مسجد عاملیه بیروت زد و خواست های خود را در پنج بند اعلام داشت. مهمترین خواست های وی. پایان یافتن درگیری میان همه نیروها، تشکیل دولت جدید(حکومت صغیر) بدون شرکت احزاب چپ و راست و ایجاد کمیته تحقیق جهت جبران خسارات وارده بر مردم بود. این اقدام با استقبال بسیاری از مسلمانان و حتی مسیحیان که از این جنگ ناخواسته خانگی خسته و رنجیده بودند، مواجه شد.

به دنبال آن، گروه زیادی از شخصیت های بزرگ مسیحی، دولتمردان، سیاستمداران، علمای برجسته اهل سنت و رهبران فلسطینی و نیز وزیر امور خارجه سوریه به عنوان اعلام همبستگی با امام موسی، روانه مسجد عاملیه شدند. با وجود کارشکنی احزاب و گروه های مسلح چپ و راست، وی در جمع حاضران به ایراد سخنرانی پرداخت که بسیار موثر واقع شد و نیروهای مردمی یکی پس از دیگری، صفوف خود را از احزاب چپ و راست جدا کرده و به امام موسی پیوستند و دولت نیز تسلیم خواسته های وی شد. و در نتیجه رشید کرامی، ‌داوطلب نخست وزیری که از سوی امام موسی و مسلمانان حمایت می‌شد، علی رغم میل رئیس جمهور، در چهارمین روز اعتصاب امام موسی به نخست وزیری رسید و بیروت آرامش خود را دوباره بازیافت. اما تحریک دشمنان کماکان ادامه داشت و پس از چندی، درگیری مجدداً آغازشد که بیشتر قربانیان آن شعیان بودند. او ناگزیر. بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و با خواندن آیاتی از قرآن کریم و انجیل و ایراد سخنانی الفت آمیز از امیر مؤمنان (ع) ضرورت همدلی و وحدت میان مسلمانان و مسیحیان را برشمرد و نقش عوامل خارجی را در پشت این توطئه ها، یادآور شد. سخنان او تأثیر عمیقی بر مردم نهاد و از فردای آن روز صلح و آرامش برقرار گردید.

امام موسی صدر، حل مسأله فلسطین را مبرم ترین مسئله می دانست و آن را نه تنها مسأله ای اسلامی، بلکه انسانی تلقی می کرد و می کوشید تا وجدان های بشری را متوجه خطر صهیونیسم و مظلومیت مردم فلسطین کند. وی از جمله گفت:
« تلاش برای آزادی فلسطین، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است. همچنین تلاشی است برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند روی زمین؛ زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود، نام خداوند را آلوده می سازد ». و به دنبال آن با صدور فتوایی، هرگونه معامله با اسرائیل را تحریم کرد.

با وجود اشتغال فراوان امام موسی به امور شیعیان لبنان،‌وی در طول بیست سال اقامت خود در لبنان، سفرهای متعددی به شهرهای مختلف لبنان کرد و با اغلب رهبران مذهبی و سیاسی و قومی کشور دیدار و گفت و گوهای سازنده و مؤثر نمود. همچنین به بسیاری از کشورهای آسیایی، آفریقایی و اروپایی سفر کرد و مصاحبه های متعددی با رسانه های گروهی این کشورها نمود و در آنها بر همزیستی مسالمت آمیز میان همه فِرَق مذهبی لبنان، کسب حقوق پایمال شده فلسطینی ها و تلاش و کوشش آحاد مردم لبنان در عمران و رفاه و پیشرفت کشور تأکید کرد.

احاطه او بر مبانی عقیدتی ادیان و مذاهب گوناگون و تلاش و کوشش صادقانه وی در نزدیکی میان ادیان و پیروان آنها و نیز آگاهی کامل به سیاست و روابط بین‌الملل و استقلال فکری و سیاسی او، وی را به عنوان یکی از برجسته ترین رهبران مسلمان مشهور ساخت و از احترام ویژه ای در میان رؤسای کشور های اسلامی و غیراسلامی و احزاب و گروه های سیاسی و به ویژه مردم لبنان برخوردار نمود و همه بر متانت، تدبیر والا، سلامت نفس و صلح خواهی او برای سربلندی مردم لبنان اذعان داشتند.

با اوج گیری انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی در 1357، وی طی مقاله ای در شهریورماه آن سال که در روزنامه لوموند پاریس به چاپ رسید، انقلاب اسلامی را ادامه حرکت انبیا دانست و امام خمینی را یگانه رهبر بزرگ انقلاب به جهانیان معرفی کرد.

امام موسی صدر در 19 رمضان 1398 ق/ 2 شهریور 1357 به دعوت رسمی دولت لیبی ـ و علی رغم روابط سرد میان وی و رهبر لیبی ـ از الجزایر وارد لیبی شد و پس از یک هفته اقامت در آن کشور در روز 25 همان ماه تصمیم به بازگشت به لبنان را گرفت اما در ساعت 30/14 همان روز، روبروی هتل محل اقامت خود به همراه دو تن از همراهانش ناگهان ناپدید شد و تاکنون هیچگونه اطلاعی از او به دست نیامده است. دولت لیبی رسماً اعلام داشت که او همان روز آن کشور را به قصد ایتالیا ترک گفت، اما برخی از نزدیکان امام موسی با توجه به روابط سرد قبلی میان وی و رهبر لیبی و نیز قرائن و شواهد قابل توجه دیگر، بر این باورند که وی از لیبی خارج نشده و در همان کشور توسط مأموران امنیتی به صورت مرموزی ناپدید شده است.

خبر ناپدید شدن امام موسی صدر، موجی از غم و اندوه در میان عموم مردم لبنان، به ویژه شیعیان جنوب لبنان پدید آورد و اعتصاب سراسری همه جا را فراگرفت و راهپیمایی های بی نظیری در شهرهای بعلبک، صور و صیدا برپا شد که در آن صدها هزار نفر شرکت کردند. امام خمینی که در آن زمان در نجف اشرف به سر می برد، در گرماگرم تحولات سیاسی شتابنده ایران، طی دو تلگراف برای رهبران سوریه و سازمان آزادیبخش فلسطین، از آنان خواست تا اقدامات مؤثری جهت آزادی وی بنمایند.

بسیاری از مراجع و علمای بزرگ قم و نجف، تلگراف های مشابهی برای سران کشورهای لیبی، سوریه و الجزایر ارسال داشتند و نیز اقدامات و پیگیری فراوانی نیز از سوی مقامات مذهبی و دولتی جمهوری اسلامی ایران به عمل آمده که تاکنون ثمری به دنبال نداشته است.

نظرات() 
feet pain
شنبه 18 شهریور 1396 12:14 ب.ظ
Hi, everything is going nicely here and ofcourse every one is sharing information,
that's genuinely excellent, keep up writing.
What is leg length discrepancy?
دوشنبه 30 مرداد 1396 10:02 ق.ظ
Hmm it seems like your blog ate my first comment (it was super long) so I guess I'll just sum it up
what I submitted and say, I'm thoroughly enjoying your blog.
I as well am an aspiring blog blogger but I'm still new to everything.

Do you have any points for first-time blog writers?
I'd really appreciate it.
vonfeldt110.blog.fc2.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:27 ق.ظ
Hi there mates, pleasant piece of writing and good urging commented at this place,
I am actually enjoying by these.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 08:10 ب.ظ
Hello, Neat post. There's a problem together with your web site in internet explorer,
could test this? IE nonetheless is the marketplace leader and a big component to other people will miss your great writing due
to this problem.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر