تبلیغات
صاحب الامر - سئوالات مربوط به ماه محرم



Admin Logo
themebox Logo
.



تاریخ:دوشنبه 7 آذر 1390-12:00 ق.ظ

نویسنده :زهرا باقری

سئوالات مربوط به ماه محرم

فلسفه عزادارى اثرات روانى - اجتماعى مراسم مذهبى
مانند دعاى کمیل، توسل و عزادارى و فلسفه برگزارى آنها چیست؟
مراسم و جلسات دینى هر یک فلسفه، آثار و نتایج ویژه‏اى دارند که هر یک جداگانه قابل بررسى هستند:
 الف) دعاها:
دعا خود از عبادات بسیار با اهمیت است - در روایت آمده: «الدعاء مخ العباده‏» (۱) و داراى آثار ارزشمندى است از جمله:
۱ - وسیله برقرارى رابطه معنوى با خدا و انس و الفت دل باحق تعالى.
۲ - توسعه بینش و معرفت نسبت به عظمت مقام ربوبى.
۳ - آرامش و سکون نفس و دل.
۴ - پشیمانى از نافرمانى‏ها و آلودگى‏ها که حقیقت توبه است.
۵ - تلقین اعتقادات حق به دل و نفس مانند نبوت، امامت و رهبرى معصومین .
۶ - تشخیص و تمیز دادن رذایل از فضایل.
۷ - زنده سازى و احیاى دل و تقویت‏خوف و رجا که مهمترین محرک به سوى خوبیها و بازدارنده از کژى‏هاست.
۸ - ایجاد آرمان‏هاى بلند چون شهادت طلبى و عشق به جهاد در راه خدا.
۹ - سازنده روح مهر و عطوفت نسبت به همنوعان.
۱۰ - ایجاد کننده روح تعهد اجتماعى و...
 ب) مراسم عزادارى: (۲)
بویژه براى حضرت سید الشهدا علیه السلام که از افضل قربات است و در طول تاریخ داراى اثر مفید و ارزشمندى بوده از جمله:
۱ - احیا و زنده داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگه‏داشتن و ترویج دائمى مکتب قیام و انقلاب در برابر طاغوتهاست و تربیت کننده و پرورش دهنده روح حماسه و ایثار است.
۲ - عزادارى نوعى پیوند محکم عاطفى با مظلوم انقلابگر و اعتراض به ستمگر است و به تعبیر استاد مطهرى: «گریه بر شهید شرکت در حماسه اوست‏».
۳ - عزادارى براى اهل بیت موجب احیاى یاد، نام و فرهنگ و مکتب وهدف آنان است. به عبارت دیگر در شکل یک پیوند روحى، راه آنان به جامعه الهام گشته و پیوستگى پایدارى بین پیروان مکتب و رهبران آن برقرار مى‏سازد و دیگر گذشت قرون و اعصار نمى‏تواند بین آنها جدایى افکند.
همین مساله موجب نفوذ ناپذیرى امت از تاثیرات و انحرافات دشمنان مى‏گردد و مکتب را همچنان سالم نگه مى‏دارد و تحریفات و اعوجاجات را به حداقل مى‏رساند. از همین رو است که استعمارگران براى نابودى ملل اسلامى مى‏کوشند تا رابطه آنان را با تاریخ پر افتخار صدر اسلام قطع نمایند تا با ایجاد این خلاء زمینه القاى فرهنگ خود را فراهم آورند. اینها از آثار اجتماعى عزادارى است و آثار روانى و تربیتى دیگرى نیز دارد.
 فلسفه عزادارى بر امامان چیست؟
عاشق اگر عاشق باشد، خود مى‏گرید پس چرا با برانگیختن احساساتش اشکش را در بیاوریم و آیا این اشک‏ها نقش تربیتى دارد؟
مساله گریه و عزادارى بر حضرت سید الشهدا علیه السلام از افضل قربات است و فلسفه‏هاى سازنده و تربیتى متعددى دارد از جمله:
۱ - زنده داشتن یاد و تاریخ پرشکوه نهضت‏حسینى.
۲ - الهام روح انقلاب، آزادگى، شهادت‏طلبى، ایثار و حقیقت‏جویى.
۳ - پیوند عمیق عاطفى بین امت و الگوهاى راستین.
۴ - اقامه مجالس دینى در سطح وسیع و آشنا شدن توده‏ها با معارف دینى.
۵ - پالایش روح و تزکیه نفس.
۶ - اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و ... اما اینکه اشک و گریه خود به خود به وجود مى‏آید یا باید با تلقین و برانگیختن احساسات ایجاد شود، مقوله دیگرى است.
مسلما هر مسلمان پاک طینتى با یادآوردن مصائب ابا عبدالله ۷ ۷ ۲ و عظمتى که آن حضرت به وجود آورد، اشک سوز و گاه اشک شوق مى‏ریزد، ولى مجالس روضه خوانى نقش تذکار و یادآورى دارند نه تلقین و این با خواندن روضه‏هاى صحیح و واقعى به دست مى‏آید، نه پیرایه‏ها و خرافات. در ضمن خلاقیت هنرى مانند بیان کردن حقایق با اشعار زیبا یا صداى خوب نیز مساله مهمى است و نقش بسیار ارزنده‏اى در جذب توده‏ها و سیراب کردن عواطف دارد.
اصولا یکى از روش‏هاى بلند دین بویژه اسلام آن است که همه چیزش با هنر آمیخته شده و همراه با زیباترین آفرینش‏هاى هنرى توانسته است‏حقایق بلند را شیره جان مردم سازد و در اعماق وجود آنان جایگزین کند.
 فلسفه قیام امام حسین علیه السلام
چرا مردم با اظهار این همه ارادت و دوستى نسبت به خاندان اهل‏بیت : از فلسفه قیام امام حسین علیه السلام اطلاع کافى ندارند؟
همان طور که گفته شد، هدف از عزادارى‏ها و مراسم محرم، احیاى فلسفه عاشورا و استمرار بخشیدن به قیام خونین امام حسین علیه السلام است و باید این مساله، محور سخنان گویندگان مذهبى باشد. البته گویندگان مذهبى همه یکسان و هم سطح نیستند؛ ولى همواره بسیارى از علما و دانشمندان دینى در پى احیاى ابعاد مختلف اسلام از جمله قیام امام حسین علیه السلام و زدودن غبار خرافات از چهره دین و رویدادهاى تاریخى اسلام بوده و هستند، لکن در برخى از مجامع نیز ممکن است به عللى آنان دور از دسترس مردم بوده، از این رو زمینه براى میداندارى عناصر دیگر فراهم گردد.
 فلسفه گریه
گریه چیست و چرا انسان گریه مى‏کند؟
گریه تجسم عینى تاثرات درونى و عاطفى است و داراى اقسام گوناگونى مى‏باشد که هر یک آثار و نتایج ویژه‏اى دارند. از نظر روان‏شناسى گریه داراى اهمیت بسیارى است و فشار ناشى از عقده‏هاى انباشته در درون انسان را مى‏کاهد و درمان بسیارى از آلام و رنج‏هاى درونى انسان مى‏باشد. در حقیقت اشک چشم سوپاپ اطمینانى براى روح و جسم آدمى است که در شرایط بحرانى (اندوه و یا شادمانى فراوان) موجب تعادل او مى‏گردد. از نظر عرفا نیز، گریه زیباترین و پرشکوه‏ترین جلوه تذلل بنده و اظهار عجز و تسلیم و عبودیت در پیشگاه معبود قادر متعال است.
 گریه حضرت آدم بر امام حسین علیه السلام
آیا گریه کردن حضرت آدم بر امام حسین علیه السلام بیانگر جبر در زندگى انسانى است؟
این گونه حوادث یا علم پیشین الهى به افعال بندگان و پیشگویى آنها مستلزم جبر نیست. زیرا علم خدا در این موارد به چیزى Determinism تعلق گرفته که با اراده آزاد بندگان تحقق خواهد یافت. به عبارت دیگر تفکر جبرانگار ( ۴۱
بین علم پیشین الهى و فعل بندگان رابطه علت و معلولى مى‏بیند. یعنى علم خدا را علت فرض مى‏کند. زیرا مى‏بیند اگر آنچه خدا مى‏داند انجام نشود نافى علم مطلق الهى مى‏شود. چنانکه شاعر گوید:
مى خوردن من حق ز ازل مى‏دانست گر مى نخورم علم خدا جهل بود
و این بیان همان رابطه ترتبى و على است. در حالى که واقع قضیه خلاف این است. یعنى چون بندگان افعالى را با اراده خود انجام مى‏دهند خداوند مى‏داند و از جمله آنها عمل شمر، یزید و... با امام حسین علیه السلام است. بلى شمر، یزید و ... آزادانه مى‏توانستند امام حسین علیه السلام را به قتل نرسانند و اگر از اراده و اختیار خود چنین استفاده‏اى مى‏نمودند، خدا هم مى‏دانست که نمى‏کنند و اجبار هم نمى‏کرد و گریه آدم هم در کار نمى‏بود. سر این قضیه از نظر فلسفى آن است که خداوند فوق زمان و مکان است و براى او قبل و بعدى نیست، از این رو علم او به اعمال در همه زمان‏ها شبیه علم ما به یک حادثه در زمان حال است و همچنان که چنین علمى موجب جبرى بودن اعمال مورد مشاهده ما نیست، حضور عمل نزد خداوند نیز چنین است.
 آیا از همراهان امام حسین علیه السلام کسى زنده ماند؟
آنچه از بررسى کتب تاریخ به دست آمده این است که: هشت نفر از همراهان و یاران امام حسین علیه السلام زنده ماندند :
۱ - عقبه بن سلمان
وى غلام رباب، دختر امرى‏ء القیس، همسر امام حسین علیه السلام بود که او را به اسارت گرفتند و نزد عمر سعد بردند و چون از او پرسید: «تو کیستى؟» پاسخ داد: برده‏اى هستم. عمر سعد او را آزاد کرد.
۲ - مرقع بن قمامه
او را نیز به اسارت گرفتند و قبیله وى از عمر سعد براى او امان گرفتند و نزد عبیدالله زیاد بردند و عمر سعد ماجراى او را باز گفت و پسر زیاد او را به بحرین تبعید کرد و در آنجا سکونت گزید.
۳ - مسلم بن ریاح
وى نیز از همراهان امام حسین علیه السلام بود و پرستارى آن حضرت را مى‏کرد. پس از شهادت آن حضرت زنده ماند و از کربلا گریخت.
مسلم بن ریاح از جمله کسانى است که قسمتهایى از ماجراى کربلا را نقل کرده است.
۴ - حسن بن حسن
حسن بن حسن که مشهور به حسن مثنى است در روز عاشورا زخمى و مجروح گردید وبا وساطت اسماء بن خارجه فزارى که در لشکر عمر سعد بود و با او خویشاوندى داشت، از کشتن او صرف نظر کردند، و او را به کوفه آوردند و معالجه کردند و پس از بهبودى به مدینه بازگشت.
۵ - عمر بن حسن.
۶ - قاسم بن عبدالله.
۷ - محمد بن عقیل.
۸ - زید بن حسن.
اینان نیز به گفته برخى از اهل تاریخ در کربلا بودند، ولى زنده مانده و به شهادت نرسیدند. (۳)
 سرهاى شهداى کربلا را در کجا دفن کردند ؟
روز یازدهم محرم سال ۶۱ هجرى تمام سرهاى شهدا که قریب به هفتاد سر بود را از بدن‏ها جدا نمودند. و به توسط شمر و عمرو بن حجاج و خولى و حمید بن مسلم و دیگران به کوفه فرستادند.
ابن‏زیاد نیز سرهاى شهدا را با حضرت زین العابدین و سایر اسرا توسط شمر و افراد دیگر به طرف شام براى یزید بن معاویه فرستاد.
در مورد محل دفن سر مطهر سیدالشهدا پنج قول است :
۱ - سر مقدس حضرت ابى عبدالله را یزید براى عمرو بن سعد به مدینه فرستاد و در بقیع نزد مادرش حضرت فاطمه دفن نمود.
۲ - آن سر مقدس را سه روز در دمشق مصلوب نمودند، بعد در خزینه بنى امیه گذاردند تا زمان خلافت‏سلیمان بن عبدالملک بن مروان، سپس وى آن سر مطهر را در باب قرادیس شام دفن نمود.
۳ - سر مطهر سیدالشهدا را در بالاى سر پدرش امیرالمؤمنین در نجف اشرف دفن کردند. لذا زیارت آن سر مبارک در بالاى سر حضرت على مستحب است.
۵ - حضرت امام سجاد علیه السلام آن سر مطهر را از شام به کربلا آورد و به بدن شریف آن حضرت ملحق ساخت. که این قول مشهور بین علماى شیعه است . (۴)
در مورد سر مطهر سایر شهداى کربلا نیز، مى‏گویند امام سجاد علیه السلام جمیع سرهاى آنها را از یزید گرفت و در کربلا به بدنهاى آنها ملحق کرد.
قول دیگر این است که سرهاى دیگر شهدا را در قبرستان شام دفن نمودند. که فعلا نیز در قبرستان شام قبه عالیه‏اى است که منسوب به رؤوس شهداى کربلا است و دوستان اهل بیت عصمت و طهارت در آنجا به زیارت این سرهاى مطهر مى‏روند. (۵)
 آیا کسى از سپاه امام حسین علیه السلام به لشکر یزید پیوست؟
در هیچ یک از منابع تاریخى معتبر ذکر نشده است که اصحاب و یاران امام حسین علیه السلام در شب عاشورا از وى جدا شده و به لشکر یزید ملحق شده باشند. بلکه همه یاران و اصحاب، پیشنهاد آن حضرت را درباره رفتن نپذیرفتند و همگى آمادگى خود را براى جانبازى و شهادت در راه فرزند پیغمبر اعلام کردند.
آرى، آنچه مسلم است این است که پس از رسیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل، امام حسین علیه السلام در منزل «زباله‏» به همراهانش فرمود :
«بسم الله الرحمن الرحیم: اما بعد، فانه قد اتانا خبر فظیع، قتل مسلم بن عقیل و هانى بن عروه و عبدالله بن یقطر وقد خذلتنا شیعتنا فمن احب منکم الانصراف فلینصرف، لیس علیه منا ذمام‏» خبر بس تاثر انگیزى به ما رسیده است و آن، کشته شدن مسلم بن عقیل و هانى بن عروه (۶) و عبدالله بن یقطر است. شیعیان ما دست از یارى ما برداشتند و اینک هر یک از شما که بخواهد برگردد آزاد است و از سوى ما حقى بر گردنش نیست‏».
در این میان اعرابى که در بین راه به آن حضرت ملحق شده بودند، برگشتند. تنها تعدادى از یاران خاصش که از مدینه به همراه او آمده بودند باقى ماندند.
شهید مطهرى مى‏فرماید:
«کسى از اصحاب و یاران امام حسین علیه السلام با توجه به گرفتارى که داشتند به لشکر دشمن ملحق نشدند» (۷) .
  آیا امام حسین علیه السلام آغازگر جنگ بود ؟
لشکر عمر سعد در روز عاشورا گرداگرد لشکر و خیمه‏هاى امام حسین علیه السلام به گشت زنى مشغول شدند.از هر طرف که مى‏رفتند خندقى پر از شعله‏هاى آتش در اطراف خیمه‏ها مى‏دیدند.در این هنگام شمر علیه اللعنه با صداى بلند فریاد زد:
اى حسین!پیش از آنکه قیامت فرا رسد در رفتن به آتش دوزخ شتاب کردى!
حضرت فرمود:گویا گوینده این سخن شمر است.گفتند:بلى یا بن رسول الله !
فرمود:اى پسر زن بز چران تو به آتش دوزخ سزاورترى.
مسلم بن عوسجه که در کنار امام حسین علیه السلام قرار گرفته بود گفت
یا بن رسول الله !شمر در تیر راس من است اجازه بده تا او را به جهنم واصل کنم .
امام علیه السلام پاسخ داد:انى اکره ان ابداهم بالقتال من خوش ندارم که آغازگر جنگ باشم
بعد سخنرانى‏هاى امام علیه السلام در روز عاشورا زمینه و مقدمات جنگ فراهم شد.
حر بن یزید ریاحى با شنیدن استغاثه امام حسین علیه السلام از خواب غفلت بیدار شد و به لشکر حق پیوست.در این هنگام عمر سعد تیرى به کمان گذاشت و به سوى سپاه ابا عبد الله علیه السلام رها کرد و گفت:
نزد امیر ابن زیاد شاهد باشید که من پیش از همه جنگ را شروع کردم
در نتیجه عمر سعد رسما با انداختن تیرى به سوى سپاه ابا عبد الله علیه السلام جنگ را آغاز کرد و این خود نشان دهنده این است که امام علیه السلام جنگ را آغاز نکرد بلکه از شروع به جنگ کراهت نشان مى‏داد
 شهداى اهل بیت امام حسین علیه السلام در صحنه جنگ کربلا چند نفر بودند؟
آنچه تاریخ ثبت کرده است این است که تعداد هفده نفر از اهل بیت امام حسین علیه السلام به غیر از خود امام حسین علیه السلام در صحنه جنگ حضور داشتند و به شهادت رسیدند :
۱ - دو نفر از فرزندان امام حسین علیه السلام به نامهاى على اکبر و على اصغر سلام الله علیهما که در زیارات به على و عبدالله مذکور است.
۲ - قاسم بن حسن، عبدالله بن حسن و ابوبکر بن حسن سلام الله علیهم که هر سه نفر از فرزندان برادرش امام حسن مجتبى بودند.
۳ - حضرت ابوالفضل العباس ، عبدالله، جعفر، عثمان و محمد بن على سلام الله علیهم از برادران امام حسین علیه السلام .
۴ - دو نفر از فرزندان حضرت زینب به نامهاى عون و محمد سلام الله علیهما .
۵ - پنج نفر از اولاد عقیل به نامهاى عبدالله بن مسلم بن عقیل، محمد بن مسلم بن عقیل، جعفر بن عقیل، عبدالرحمن بن عقیل و محمد بن ابى سعید بن عقیل. (۸)
 آیا امام باقر علیه السلام ، روز عاشورا در کربلا حضور داشت؟
آنچه از بررسى تاریخ عاشورا به دست مى‏آید این است که امام باقر علیه السلام به اتفاق پدرش حضرت امام سجاد علیه السلام در کربلا حضور داشت و سن مبارکش در آن وقت چهار سال بود، چون آن حضرت در سال پنجاه و هفت در مدینه منوره متولد شد و واقعه کربلا در سال ۶۱ هجرى اتفاق افتاد.
محدث قمى مى‏گوید:
«امام باقر علیه السلام در واقعه کربلا حضور داشت و در آن وقت چهار سال از سن مبارکش گذشته بود.» (۹)
در منتخب التواریخ آمده است :
«روز عاشورا امام زین العابدین علیه السلام بیست و دو ساله بوده و امام محمد باقر علیه السلام چهار ساله بوده و هر دو در کربلا بودند و حق تعالى ایشان را محفوظ داشت.» (۱۰)
 دفن اجساد شهدا در کربلا توسط چه کسانى انجام گرفت؟
هنگامى که عمر سعد از کربلا خارج شد، جمعى از طایفه بنى اسد که در غاضریه سکونت داشتند به قتلگاه شهدا وارد شدند و پس از اقامه نماز بر اجساد شهدا، آنان را دفن نمودند. به این طریق که امام حسین علیه السلام را در همین موضعى که اکنون معروف است دفن کردند و فرزندش على اکبر را در پایین پاى پدر به خاک سپردند و بقیه شهدا (مگر چند نفر معینى) را در زیر قدم آن حضرت دفن نمودند و حضرت عباس را در راه غاضریه در مکانى که به شهادت رسیده بود به خاک سپردند.
اما طبق احادیث صحیحه، امام را جز امام نمى‏تواند غسل و کفن و دفن نماید، لذا روایت داریم که گرچه به حسب ظاهر طایفه بنى اسد حضرت سیدالشهدا را دفن کردند اما در واقع امام زین العابدین علیه السلام آمد و آن حضرت را دفن کرد. چنانچه حضرت رضا علیه السلام به این مطلب تصریح فرموده است. (۱۱)
 عاقبت‏شمر بن ذى الجوشن چه شد؟
شمر بن ذى الجوشن، جانى شماره یک حادثه کربلا، پس از جنگ شورشیان کوفه با مختار، که فرماندهى چند گروه را به عهده داشت از کوفه متوارى شد و فرار را برقرار ترجیح داد.
اما مختار در تعقیب این عنصر خبیث بود. لذا ابوعمره که از افراد بسیار ارزنده و از یاران صمیمى مختار بود و کینه قاتلان حسین بن على را در دل داشت، از طرف مختار مامور کشتن شمر شد. ابوعمره با گروهى به تعقیب شمر رفت و او را در یکى از روستاهاى بصره پیدا نمود. ابوعمره طى یک درگیرى مسلحانه، شمر را زخمى کرد و سپس به اسارت خود در آورد. او را به نزد مختار آورد، مختار دستور داد او را گردن زدند و جسد او را در دیگ روغن جوشیده قرار دادند و یکى از اطرافیان مختار، سر شمر را با پاى خود لگد کوب کرد. (۱۲)
شمر بن ذى الجوشن، از سران و شجاعان مردم کوفه بود که در زمان حضرت على از شیعیان و طرفداران حضرتش به شمار مى‏آمد و در جنگ صفین در رکاب على با سپاه معاویه جنگید و شجاعت‏خوبى از خود نشان داد. اما شمر همانند بسیارى از مردم کوفه، در راه خود استوار نماند و به خاطر روح نفاقى که در او وجود داشت، جزء دشمنان خاندان رسالت در آمد و به حکومت اموى پیوست. 
عاقبت ابن زیاد چه شد؟
ابن زیاد جانى شماره دو حادثه کربلا که در شام به سر مى‏برد، از طرف عبدالملک مروان که تازه قدرت شام را به دست گرفته بود براى مسلط شدن بر عراق، مامور سرکوبى قیام مختار شد. مختار نیروهایش را آماده کرد و فرماندهى کل آنان را به ابراهیم بن مالک اشتر داد.
این دو لشکر با هم درگیر شدند و ابراهیم اشتر با شجاعتى که داشت، لشکر ابن زیاد را متوارى ساخت و تعدادى از فرماندهان و سربازان او را به درک واصل کرد.
تا سرانجام به سر وقت ابن زیاد، - این عنصر کثیف بنى امیه - رفت و با ضربت‏شمیشیر خود، او را دو نیم ساخت و سر بریده‏اش را براى مختار به هدیه اورد و جسد آن خبیث را با آتش سوزاندند. ابن زیاد در آن روز ۳۹ سال داشت. روز جنگ لشکریان مختار با ابن زیاد، روز عاشوراى سال ۶۷ هجرى و روز کشته شدن ابن زیاد به دست تواناى ابراهیم اشتر درست روز عاشورا بود. این یک اتفاق تصادفى نیست، بلکه خداوند خواسته بود که درست در همان روز که امام حسین علیه السلام به دست نیروهاى ابن زیاد، مظلومانه به شهادت رسید، در همان روز انتقام خون آن مظلوم را از قاتل او بگیرد. «و انها لعبره لاولى الابصار» تا عبرتى باشد براى صاحبان خرد.
 عاقبت عمر سعد چه شد؟
مختار در آن روزهایى که دست به انتقام خون شهداى کربلا زد، نسبت به «عمر سعد» بیش از همه حساس بود، از طرفى، قبلا به خاطر مصالحى امان‏نامه‏اى به «عمر سعد» داده بود و از طرف دیگر عمرسعد هم بهانه‏اى به دست مختار نداده و در شورش علیه مختار، شرکت نکرده بوداز این جهت قدرى دستگیرى و مجازات وى به تاخیر افتاد.
هنگامى که عمر سعد متوجه شد که مختار در صدد دستگیرى و مجازات او است، شبانه از کوفه پا به فرار گذاشت. در بیرون شهر کوفه با شخصى روبرو شد و قضیه فرار را براى او نقل کرد. آن مرد تمیمى عمر سعد را از فرار منصرف کرد و عمر سعد به منزل خود برگشت.
مختار باخبر شد که عمر سعد به قصد فرار به خارج شهر رفته و برگشته است. مختار خوشحال شد و این حادثه را بهانه گرفت. لذا کسى را به دنبال «حفص‏» فرزند عمر سعد فرستاد.
او فورا به نزد مختار آمد. مختار از پدرش عمر سعد سؤال کرد، حفص گفت: پدرم در خانه است.
مختار «ابوعمره‏» را مامور جلب عمر سعد کرد. ابوعمره فورا حرکت کرد و« عمر سعد» را براى مختار جلب کرد. عمر سعد که ترسیده بود گفت جبه‏ام را بیاورید. (۱۳)
ابوعمره از منظورش آگاه شد و مهلتى به او نداد، و شمشیر برنده خود را بر فرق عمر سعد فرود آورد و او را به درک واصل کرد. بعد سرش را از بدنش جدا کرد و براى مختار آورد.
مختار رو کرد به «حفص‏» فرزند آن جنایتکار و گفت: این سر کیست؟ گفت: این سر پدرم است.
مختار در همانجا دستور داد که سر « حفص » فرزند عمر سعد را نیز جدا کنند و او را به پدرش ملحق نمایند.
بدین صورت عمر سعد و فرزندش به سزاى اعمال خود رسیدند.
 چرا سوگوارى کنیم؟
مى‏گویند اگر امام حسین علیه السلام پیروز شد چرا جشن نمى‏گیریم چرا گریه مى‏کنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ شایسته است؟
آنهایى که چنین سؤالى مى‏کنند، فلسفه عزادارى را نمى‏دانند و آن را با گریه‏هاى ذلیلانه اشتباه مى‏کنند.
اصولا گریه و جریان قطره‏هاى اشک از چشم که دریچه قلب آدمى است چهار گونه است:
 ۱ - گریه‏هاى شوق:
گریه مادرى که از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش پس از چندین سال، سر داده مى‏شود، یا گریه شادى آفرین ورضایت بار عاشق پاکبازى که پس از یک عمر محرومیت معشوق خود را مى‏یابد، گریه شوق است.
قسمت زیادى از حماسه‏هاى کربلا شوق آفرین و شورانگیز است و به دنبال آن سیلاب اشک شوق به خاطر آن همه رشادتها، فداکاریها، شجاعتها، آزاد مردیها، و سخنرانیهاى آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر، از دیدگان شنونده سرازیر مى‏گردد، آیا این گریه دلیل بر شکست است؟
 ۲ - گریه‏هاى عاطفى:
آنچه در درون سینه انسان جاى دارد، قلب است نه سنگ! واین قلب که ترسیم کننده امواج عواطف انسانى است به هنگام مشاهده منظره کودک یتیمى که در آغوش مادر در یک شب سرد زمستانى از فراق پدر جان مى‏دهد به لرزه در مى‏آید وبا سرازیر کردن سیلاب اشک، خطوط این امواج را در صفحه صورت ترسیم مى‏کند و نشان مى‏دهد قلبى زنده وسرشار از عواطف مردمى است.
آیا اگر با شنیدن حادثه جان سپردن یک طفل شیرخوار در آغوش پدر، ودست وپا زدن در میان سیلاب خون در حادثه کربلا، قلبى بتپد، وشراره‏هاى آتشین خود را به صورت قطره‏هاى اشک به خارج پرتاب کند، نشانه ضعف وناتوانى است‏یا دلیل است بر بیدارى آن قلب پر احساس؟
 ۳ - گریه پیوند هدف:
گاهى قطره‏هاى اشک پیام‏آور هدفهاست، آنها که مى‏خواهند بگویند با مرام امام حسین علیه السلام همراه وبا هدف او هماهنگ وپیرو مکتب او هستیم، ممکن است این کار را با دادن شعارهاى آتشین، با سرودن اشعار وحماسه‏ها ابراز دارند، اما گاهى ممکن است آنها ساختگى باشد، ولى آن کس که احیانا با شنیدن این حادثه جانسوز قطره اشکى از درون دل، بیرون مى‏فرستد، صادقانه‏تر، این حقیقت را بیان مى‏کند، این قطره اشک، اعلان وفادارى به اهداف مقدس یاران امام حسین علیه السلام و پیوند دل وجان با آنها است، اعلان جنگ با بت پرستى وظلم وستم، اعلان بیزارى از آلودگیهاست، وآیا این نوع گریه - بدون آشنائى با اهداف پاک او - ممکن است؟
 ۴ - گریه ذلت و شکست:
گریه افراد ضعیف وناتوانى است که از رسیدن به اهداف خود وامانده‏اند وروح و شهامتى براى پیشرفت در خود نمى‏بینند، مى‏نشینند و عاجزانه گریه سر مى‏دهند، هرگز براى امام حسین علیه السلام چنین گریه‏اى مکن که او از این گریه بیزار ومتنفر است، اگر گریه مى‏کنى گریه شوق، عاطفه، وپیوند هدف باشد. ولى مهمتر از سوگوارى، آشنایى به مکتب امام حسین علیه السلام و یاران او و پیوستگى عملى به اهداف آن بزرگوار است، که پاک بودن وپاک زیستن ودرست اندیشیدن وعمل کردن مى‏باشد.
  آیا مى‏دانید که:
۱ - به دستور عمرسعد ده نفر براى اسب راندن بر پشت وسینه امام حسین علیه السلام داوطلب شدند؟
۲ - ده نفرى که اسب بر امام حسین ۴۲ ۷ ۲ راندند همه ولدالزنا بودند؟
۳ - تعداد سرهاى بریده شده در کربلا ۷۸ سر بود؟
۴ - امام حسین علیه السلام سرزمین کربلا را خریده، سپس به اهالى آنجا بخشیدند؟
۵ - یزید به ولید نامه نوشت‏یا از حسین بیعت بگیر، یا گردنش را بزن؟
۶ - بعد از شهادت امام حسین علیه السلام آسمان خون بارید؟
۷ - بعد از شهادت امام حسین علیه السلام از زیر هر سنگى خون مى‏جوشید؟
۸ - در یک روز ۶۰۰ نامه براى حضرت نوشتند که آقا بیا؟
۹ - ابن زیاد ۱۰۰۰ سواره و ۵۰۰ پیاده براى دستگیرى مسلم بن عقیل فرستاد؟
۱۰ - بعد از آنکه حارث سر برادر بزرگتر دو طفلان مسلم را برید و او را در شط فرات انداخت، بدن روى آب منتظر برادر کوچکتر بود تا آنکه یکدیگر را در آغوش گرفته وبه زیر آب رفتند؟
۱۱ - مسلم بن عقیل ۲۷ روز قبل از شهادتش به امام حسین علیه السلام نامه نوشت که یابن رسول الله ۸۰ هزار نفر از اهل کوفه با تو بیعت کردند پس بشتاب به سوى ما؟
۱۲ - سر امام حسین علیه السلام در صد و بیست محل سخن گفت؟
۱۳ - حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در مجالس و محافلى که به نام امام حسین علیه السلام منعقد مى‏شود شرکت مى‏کنند؟
۱۴ - تشکیل و برگزارى مجالس و محافل روضه خوانى به نام ائمه علیهم السلام بویژه امام حسین علیه السلام چه فوائدى در بر دارد؟
۱۵ - امام حسین علیه السلام را به خاطر عداوت با پدرش امیرالمؤمنین علیه السلام شهید کردند؟
۱۶ - خداوند متعال عوض شهادت امام حسین علیه السلام
- امامت را در نسل ذریه‏اش نهاد؟
- تربت او را شفاى هر بیمارى نمود؟
- هر دعائى در حرم او شود مستجاب مى‏گردد؟
- روزهایى که زائر او به زیارتش مى‏رود - چه رفت، وچه برگشت - جزء روزهاى عمرش حساب نمى‏شود؟
۱۷ - خاک کربلا معطر است؟
۱۸ - در کربلا قبل از امام حسین علیه السلام دویست نبى ودویست وصى نبى ودویست‏سبط نبى به شهادت رسیده‏اند؟
۱۹ - اگر امام زمان علیه السلام ظهور فرماید نوادگان قاتلان امام حسین علیه السلام را به خاطر عمل پدرانشان مى‏کشد؟
۲۰ - امام حسین علیه السلام مکان اصحابش را قبل از شهادت به آنها نشان داد؟
۲۱ - اصحاب امام حسین علیه السلام براى شهید شدن با یکدیگر مسابقه مى‏دادند؟
۲۲ - زیارت امام حسین علیه السلام ، در سال براى اغنیا دو بار و براى فقرا یکبار، واجب است؟
۲۳ - امام حسین علیه السلام در شیرخوارگى مطالعه لوح محفوظ مى‏نمود؟
۲۴ - امام حسین علیه السلام در شش ماهگى متولد شده است؟
۲۵ - امام حسین علیه السلام بعد از تولد تسبیح و تهلیل و تمجید خدا مى‏نمود؟
۲۶ - نامگذارى امام حسین علیه السلام توسط خدا بوده است؟
۲۷ - امام حسین علیه السلام بعد از تولد، شفاعت‏یکى از ملائکه مقربین به نام صلصائیل نمود؟
۲۸ - امام حسین علیه السلام بعد از تولد، شفاعت فطرس (یکى از ملائکه حمله عرش) نمود؟
۲۹ - فطرس افتخار مى‏نمود که آزاد شده حسین علیه السلام است؟
۳۰ - اولین عزادارى براى امام حسین علیه السلام توسط خدا انجام شد؟
۳۱ - امیرالمؤمنین علیه السلام به سعد بن ابى وقاص فرمود: در خانه تو بز بچه‏اى است که فرزند مرا مى‏کشد و آن روز عمر بن سعد چهاردست و پا راه مى‏رفت؟  


نظرات() 
How long does it take to recover from Achilles injury?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:02 ب.ظ
Hi there friends, its wonderful piece of writing concerning teachingand completely explained,
keep it up all the time.
ameblo.jp
شنبه 14 مرداد 1396 08:42 ب.ظ
I just like the valuable info you provide to your articles.
I will bookmark your weblog and test once more here regularly.

I'm relatively certain I'll be told lots of new stuff right right
here! Good luck for the following!
https://randy9marks69.wordpress.com/2015/06/27/hammer-toe-pain-treatment
شنبه 14 مرداد 1396 10:21 ق.ظ
Hi there! I just would like to offer you a huge
thumbs up for your great info you have got here on this
post. I am coming back to your website for more soon.
manicure
پنجشنبه 17 فروردین 1396 03:23 ب.ظ
An outstanding share! I have just forwarded this onto a friend who had been doing a little homework on this.

And he actually bought me lunch because I stumbled upon it for him...
lol. So allow me to reword this.... Thank YOU for the meal!!

But yeah, thanks for spending some time to talk about this topic
here on your web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر